وقتی غم آنقدر زیاد است که درد حس نمیشود:
پژوهشهای عصبشناختی نشان دادهاند که غم مزمن، ناحیه «آمیگدال» (مرکز ترس و درد) را دچار خاموشی نسبی میکند. مغز برای مدیریت بحران، حسگرهای درد را قطع میکند تا بتواند عملکرد داشته باشد. این پدیده شبیه «بیحسی میدان نبرد» است. آیا جامعه ما به قدری غم بیهوده تولید میکند که توان حس کردن زخمهای واقعی را از ما گرفته؟
راهکار:
این ناهوشیاری عاطفی در روانشناسی «بیحسی عاطفی» (emotional numbing) نام دارد؛ مکانیزمی برای بقا. اما اگر طولانی شود، توانایی تشخیص خطر واقعی را مختل میکند. شاید بد نباشد به این فکر کنی که چه چیزی پشت این غم انباشته شده؟