قدرشناسی حضور در برابر سکوت مرگبار جدایی:
از نظر علوم اعصاب، درد نبودن عشق واقعی است. همان ناحیهای که با رد شدن و طرد اجتماعی فعال میشود، هنگام تجربهٔ نبود عزیز هم فعال میشود. سکوت فقدان، مانند زخمی خاموش، مغز را درگیر همان مدارهایی میکند که سوختگی فیزیکی را پردازش میکنند. پس این 'مرگ در سکوت' استعارهای شاعرانه نیست، بلکه حقیقتی عصبی است. آیا سکوت از خود جدایی هم دردناکتر است؟
راهکار:
نبودنش را نه مرگی در سکوت، که پژواکی از بودن ببین. درست مثل نور که فقط در تاریکی دیده میشود، آدمها گاه در غیابشان واقعیتر لمس میشوند. این سکوت، فریاد همان غنیمتی است که اینجا از آن نوشتی.