ما کوهیم انگار؛ شعر کوتاه درباره تنهایی و دوری:
کوهها حاصل برخورد صفحات تکتونیکی هستند؛ قارهها به هم میکوبند و کوه متولد میشود. اما نتیجه این عظیمترین اتصال زمین، انزوای محض است: کوهها انگشتبهدهان آسمان را مینگرند و هرگز همآغوش نمیشوند. روانشناسان به این تناقض «معمای جوجهتیغی» میگویند: نزدیکیِ بیشازحد، فاصله میآفریند. آیا ما هم محصول برخوردیایم که قامتمان را بلند کرده اما از هم جدا نگه داشته؟
راهکار:
کوهها قلههایشان از هم جداست، اما دامنههایشان به هم میرسند و ریشهای مشترک در اعماق دارند. شاید «کوه بودن» نه انزوا، که نوعی همبستگی پنهان و استوار است: پیوندی که از دور دیده نمیشود ولی زیر سطح، همه را به هم میرساند.