وقتی در خلوت برای کربلا گریه میکنی و قدمها آن را میدزدند:
اشکهای احساسی حاوی هورمونهای استرس مثل کورتیزول و لوسین انکفالین (مسکن طبیعی بدن) هستند؛ گریه کردن در واقع نوعی سمزدایی شیمیایی از غم است. اما پنهان کردنش واکنش مغز اجتماعی به ترس از قضاوت است، حتی در خلوت. جالب اینکه در بیشتر فرهنگها عزاداری مذهبی جمعی است، تو اما این آیین را در تنهایی به جا میآوری—مرز باریک میان ایمان شخصی و نمایش عمومی. چقدر این تناقض آشناست؟
راهکار:
این اشکهای پنهانی شاید خصوصیترین زیارتنامهات باشد؛ نه برای تماشا، که برای شنیده شدن در عمق سکوت خودت میریزی. شاید همان کسی که برایش گریه میکنی، پیش از آنکه قطرهها را پاک کنی، آنها را دیده باشد.