شرم از زنده بودن؛ وقتی زندگی کردن سخت میشود:
این حس دقیقاً «شرم وجودی» نام دارد؛ در تصویربرداری مغزی افراد افسرده، هنگام دیدن تصویر خودشان، فعالیت قشر سینگولات قدامی -که با «خطای اجتماعی» درگیر است- مثل وقتی بالا میرود که آدم فکر کند جلوی جمع خراب کرده. یعنی مغز، زنده بودن را یک اشتباه اجتماعی پردازش میکند. آیا این یعنی زندگی برای دیگری، نه برای خودش؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویه دیگری دید: شرم از زنده بودن، نه ضعف، بلکه نشانهی بیداری وجدان و حساسیت عمیق به رنج اطراف است. در روانشناسی به این حالت «همدلی بیشازحد» میگویند؛ کسی که چنین حسی دارد، معمولاً دنیا را شفافتر و واقعیتر از آدمهای عادی میبیند.