چرا آدم بعضی وقتا به خودش غریبه میشه؟:
در روانشناسی به تجربهی غریبهبودن با خود «خودبیگانگی» یا دگرسانبینی میگویند؛ پژوهشها نشان میدهند مغز وقتی بازخورد حسی با تصویری که از خودش ساخته جور نباشد، حس غریبگی میسازد. «من» یک روایت سیال است، نه ذات ثابت؛ هر تغییر بزرگ هویتی، آن روایت را موقتاً دچار پارگی میکند.
راهکار:
این غریبگی شاید نشانهی فاصله گرفتن از نسخهی قدیمیات باشد، نه یک نقص. آدمها وقتی در حال تغییرند، برای مدتی خودِ قبلیشان را نمیشناسند؛ مثل لباسی که دیگر اندازه نیست.