جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

احساس غریبی در شهر

1 پست
متن های احساس غریبی در شهر / بهترین متن احساس غریبی در شهر [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
ی بار بهت گفتم که از تنهایی خستم:)

یه بار بهت گفتم نگو نه

میکردی که من با یکی دیگم!.

یه بار بت گفتم نبودم

یه بار بهت گفتم که غیر از تو کسی نیست؛

و من از هرچی تنها بی زارم:)

بت گفته بودم اگه تو پیشم نباشی؛

غریبه های این شهر منو تنها نمیزارن:))

دیگه اخماتو اشکاتو شکاتو مهم نیست , تو عکسات خودت نیست...

حرفات جوری که منو قانع کنه نیست(:

دیگه اخماتو اشکاتو شکاتو مهم نیست , حتی تو عکسات خودت نیست:)))
️
4.3
غمگین جدایی تنهایی بعد از جدایی از بین رفتن اعتماد در رابطه احساس غریبی در شهر شک و دروغ در رابطه
در روان‌شناسی، تنهایی مزمن فقط یک احساس نیست؛ مغز ...

از بین رفتن اعتماد؛ روایت تنهایی بعد از جدایی:

در روان‌شناسی، تنهایی مزمن فقط یک احساس نیست؛ مغز آن را شبیه گرسنگی پردازش می‌کند و سیستم هشدار اجتماعی را فعال نگه می‌دارد. به همین دلیل پس از شک عاطفی، حتی چهره‌های آشنا در عکس‌ها «خودشان» به نظر نمی‌رسند؛ آمیگدال جزئیات منفی را بزرگ‌نمایی می‌کند و باعث می‌شود آدم در شلوغ‌ترین شهر هم احساس غریبی کند.

راهکار:

این متن یک مونولوگ پس از فروپاشی اعتماد است؛ جایی که تنهایی آدم را وامی‌دارد ناگفته‌ها را بی‌پرده بگوید. می‌توانی نسخه‌ای از همین روایت را از نگاه «غریبه‌های شهر» بنویسی که هر شب شاهد این تنهایی‌اند.

مشابه ها