از کودکی تا بزرگسالی: نگاهی به چرخه مرگ و زندگی:
تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که درک مرگ در کودکان زیر ۷ سال اغلب «وارونه» است: آنها مرگ را موقتی و برگشتپذیر میدانند. ولی در بزرگسالی، ناگهان میفهمیم که خودمان هم در صف ایستادهایم. این تغییر ناگهانی از «تماشاگر» به «بازیگر» همان چیزی است که هایدگر آن را «هستی بهسوی مرگ» نامید. سوال: آیا تا به حال لحظهای را تجربه کردهای که مرگ را نه برای دیگران، که برای خودت واقعی حس کنی؟
راهکار:
اگر این حس از تغییر نگاه به مرگ در گذر زمان میآید، میتوانی آن را به یک تأمل فلسفی دربارهٔ «زنده بودن در لحظه» تبدیل کنی؛ مثلاً بنویس چه چیزهایی در کودکی تو را زنده نگه میداشت که حالا از دست رفته.