کتاب پر از باخت؛ احساس بازنده بودن در مقایسه با دیگران:
در نظریه بازیها، «بازندهٔ مکرر» اطلاعات بیشتری از برنده دارد: برنده فقط یک مسیر موفق را میشناسد، او مسیرهای بسته را. مغز با ثبت باختها الگوی خطا را میسازد؛ چیزی شبیه یادگیری ماشین. کتاب باخت، دفترچهٔ دادههای خام است، نه سند محکومیت.
راهکار:
برگ برنده یک شیء نیست؛ یک استراتژی لحظهای است. کتاب پر از باخت یعنی آرشیوی از موقعیتهایی که دیگر غافلگیرت نمیکنند. در روانشناسی، «بازندهٔ مکرر» اغلب در زمینی بازی کرده که قوانینش را کسی به او نگفته؛ اما همین باختها نقشهٔ زمین را میسازند. باختها نقشهٔ زمیناند؛ الگوی تکرارشونده، همان برگ برندهٔ پنهان است.