چه غریب ماندی ای دل!
نه غمی ، نه غمگساری ،
نه به انتظار یاری ،
نه ز یار انتظاری . .
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
ك دگربدین گرانینتوانکشید باری
چه چراغ چشم دارد
دلم از شبان و روزان
ك به هفت آسمانش نهستارهایستباری
دل من . . چه حیف بودی
ك چنین ز کار ماندی!
_ هوشنگ ابتهاج ️
نه غمی ، نه غمگساری ،
نه به انتظار یاری ،
نه ز یار انتظاری . .
غم اگر به کوه گویم
بگریزد و بریزد
ك دگربدین گرانینتوانکشید باری
چه چراغ چشم دارد
دلم از شبان و روزان
ك به هفت آسمانش نهستارهایستباری
دل من . . چه حیف بودی
ك چنین ز کار ماندی!
_ هوشنگ ابتهاج ️
4.4
شعر غمگین شعر فارسی هوشنگ ابتهاج تنهایی احساس از خودبیگانگی هوشنگ ابتهاج در این شعر، با استادی تمام و با استفا...