متن عاشقانه دریایی؛ غرق شدن در عشق و بازگشت جنازه:
در روانکاوی به حس محو شدن در دیگری «احساس اقیانوسی» میگویند؛ فروید آن را نوعی بازگشت به مرحلهی پیشا-خودآگاه نوزادی میدانست. اما عصبشناسی نشان میدهد هنگام عشق حاد، قشر پیشپیشانی مهار میشود و ناحیهای که مسئول قضاوت خطر است تقریباً خاموش میگردد؛ به همین دلیل «غرق شدن» در معشوق نه استعاره، بلکه تجربهای عصبشناختی از تعلیق موقت بقاست.
راهکار:
این متن را میتوان از زاویهی بقا خواند: دریا تو را پس زد، نه برای تحقیر، بلکه شاید چون تو هنوز برای خشکی ساخته شدهای. اگر قرار است روایت عاشقانه باشد، نسخهی بعدیاش را از زبان جنازهای بنویس که دوباره نفس میکشد؛ یعنی پایان غرق شدن، آغاز شناوری است.