فریاد زندهها را بشنویم، پیش از آنکه دیر شود:
در روانشناسی، این پدیده «سوگیری عمل» نام دارد: ما بعد از یک رویداد منفی (مثل مرگ عزیزی)، بیشازحد بر کارهایی که میتوانستیم انجام دهیم اما ندادیم متمرکز میشویم و رنج ناشی از «بیعملی» را شدیدتر از رنج ناشی از یک «عملِ با نتیجهی بد» تجربه میکنیم. آیا این ترس از پشیمانی، گاهی مانع اقدامات جسورانهی مثبت هم میشود؟
راهکار:
این متن یک پرسش بلاغی است و پاسخ مستقیم نمیطلبد. میتوان آن را اینگونه بازتعریف کرد: این حس ناامیدی از «دیر شدن» اغلب از ترس ما از اقدام ناشی میشود. شاید تمرکز بر کوچکترین قدم ممکن *همین حالا*، سنگینی این حکمت را کمی سبک کند.