اهمیت بهموقع بودن؛ وقتی بیاعتنایی به زمان، ذوق را میکُشد:
وقتی کسی سرِ موقع حرف نمیزند یا نمیآید، مغز شما فقط تأخیر را ثبت نمیکند؛ مدار «پیشبینیپذیری» در قشر اوربیتوفرونتال فعال میشود و دوپامین را مهار میکند. پژوهشهای عصبشناسی میگویند عدم تطابق انتظار با واقعیت حتی اگر ۰٫۱ ثانیه باشد، بهعنوان خطای اجتماعی کدگذاری میشود و اعتماد را کاهش میدهد. بهموقع بودن، در واقع زبان اولیهای است که مغز با آن «میتوانم به تو تکیه کنم؟» را میسنجد. آیا واقعاً از تأخیر متنفریم یا از بیاهمیت بودن؟
راهکار:
بهموقعنبودن، تأخیر فیزیکی نیست؛ پیام ناخودآگاهش این است که «آن لحظه برای من اولویت نداشتی». ذوق آدم نه از گذر زمان، که از همین پیام کور میشود. شاید اگر بهجای جبران تأخیر، اولویت را صادقانه بازتعریف کنیم، شنیدهشدن تازه معنادار شود.