ایمان و سیمان: طنز تلخ درباره عملگرایی:
از نظر اقتصاد رفتاری، این بیت یک محاسبه هزینه-فرصت نیشدار است. اگر تمام وقت صرف شده برای مناسک جمعی در ۳۰ سال را به کار یدی تبدیل کنیم، با نرخ ساخت متوسط، میتوان حدود ۲ میلیون واحد مسکونی اضافه ساخت. جالبتر اینکه اثر «توجیه تلاش» میگوید هرچه هزینه ایمان بالاتر رفته، وفاداری عمیقتر شده و ترک آن سختتر. پارادوکس اینجاست: برای مؤمن، ایمان خود به بتونی روانی بدل میشود که از ساختن جهان بیرونی محکمتر است.
راهکار:
این نیشدار را میتوان با یک چرخش مدرن بازخوانی کرد: ایمان لزوماً نقطه مقابل ساختن نیست، بلکه «ایمان به توانایی خود» همان سیمان پنهان است. در روانشناسی مثبتگرا به آن خودکارآمدی میگویند؛ باور به اینکه میتوانی دنیا را عوض کنی. شاید تیغ نقد این بیت نه خود ایمان که ایمان بیعمل را نشانه رفته. امروز کمپینهای مشارکتی ساختن مدرسه یا خانه با ترکیب باور جمعی و سیمان واقعی، یک پاسخ عملی به این طعنه است.