راز حسرت؛ اگر پایان قصه را میدانستی، شروعش میکردی؟:
ما در پیشبینی آینده بهطور سیستماتیک خطا میکنیم؛ تحقیقات کانمن نشان داده «سوگیریِ پسنگری» باعث میشود بعد از پایان هر ماجرا باور کنیم از همان اول پایانش را میدانستیم. مغز ما پایانِ تلخ را در حافظه پررنگ نگه میدارد و شروعِ پر از امید را محو میکند. این حس «اگر میدانستم» یک خطای شناختی است، نه یک پیشگویی واقعی.
راهکار:
این جمله را بازنویسی کن: «اگر پایانِ قصه را میدانستم، هرگز شروعش نمیکردم» درواقع نمیگوید که عشق بد بود؛ میگوید تحملِ ندانستن سخت است. میتوانی آن را اینطور ببینی: «قصهها با پایانشان قضاوت نمیشوند؛ تو با شجاعتِ شروعکردن قضاوت میشوی.»