اگر هزار بار دوباره به دنیا بیایم باز هم تو را انتخاب میکنم:
مطالعات تصویربرداری مغز نشان میدهد در عشقِ پایدار، الگوی فعالیت مغز شبیه مدارهای اعتیاد و در عین حال شبیه پیوند مادر-کودک است: دوپامین و سروتونین همراه با اکسیتوسین. وقتی میگویی دوباره انتخاب میکنم، در واقع داری به «بازنویسی عصبیِ خاطرهی پاداش» اشاره میکنی؛ ذهن تو انتخاب را بهمثابه امری جبری و در عین حال اختیاری ثبت کرده است. پژوهشهای روانشناسیِ انتخاب نیز نشان میدهند آدمها در مواجهه با یک گزینهی تکرارشونده، همان مسیر قبلی را ترجیح میدهند؛ این نهتنها عشق، بلکه «سوگیری تأییدی» مغز است. اگر این سوگیری نبود، آیا عشق دوام میآورد؟
راهکار:
این جمله را میتوان بازتعریفِ «انتخاب آگاهانه» دانست: عشق فقط یک اتفاق نیست، بلکه هر بار «بله» گفتن باوجودِ شناختِ سختیهاست. مفهوم عمیقتر این است که تکرار زندگی، یعنی تکرار ارادهی محبت، نه تکرار تصادف.