اگه بودی شاید قشنگتر میشد؛ حسرت دووم آوردن:
در روانشناسی شناختی به این حالت «تفکر خلاف واقع بالارو» میگویند؛ ذهن با ساختن سناریوی «اگر بود» سعی میکند کنترل ازدسترفته را شبیهسازی کند. پژوهشها نشان میدهند افراد بعد از جدایی بخش بزرگی از افکارشان مرور همین سناریوهای جایگزین است و جالب اینجاست که مغز بین خاطره واقعی و خیالِ «شاید» تمایز عصبی کمرنگی قائل میشود؛ برای همین حسرت، واقعیتر از خود رابطه تجربه میشود. اگر این شایدها تلخاند، چرا مغز مدام تکرارشان میکند؟
راهکار:
این «شاید»ها در روانشناسی بهعنوان تفکر خلاف واقع شناخته میشوند؛ ذهن با مرور نبودنِ یک نفر، روایت موازی میسازد تا درد فقدان را قابلتحملتر کند. شاید نبودنش نه یک پایان، که شروع مسیری بود که هنوز اسمش را نگذاشتهای.