فردوسی، نگینِ سپهرِ سخن
چونان رستم، مردانِ این دیار،با دیوانِ اهریمنی درآویختهاند،و سایهی شومِ دیوِ پلید، بر تاج و تختِ فرمانروایان بوسه میزند.اما در این خاکِ پاک، دخترکان نیز گُرد وشیرزنزادهاند،و پهلوانانِ دلسوخته،از جذبهی عشق،دست از نبردِ افتخار نمیکشند.آنجا که هفتخوان، نه مانع، که راه است، و هر گام، آزمونی از خِرد و داد است.مردمانش، جان را فدایِ عدالت میکنند،و در رگهاشان، خونِ وفاداری به میهن جاری است.️
چونان رستم، مردانِ این دیار،با دیوانِ اهریمنی درآویختهاند،و سایهی شومِ دیوِ پلید، بر تاج و تختِ فرمانروایان بوسه میزند.اما در این خاکِ پاک، دخترکان نیز گُرد وشیرزنزادهاند،و پهلوانانِ دلسوخته،از جذبهی عشق،دست از نبردِ افتخار نمیکشند.آنجا که هفتخوان، نه مانع، که راه است، و هر گام، آزمونی از خِرد و داد است.مردمانش، جان را فدایِ عدالت میکنند،و در رگهاشان، خونِ وفاداری به میهن جاری است.️
3.5
شعر تاریخی افتخار ملی ایرانیان داستان های شاهنامه رستم و هفت خوان زبان فارسی اصیل فردوسی در سرایش شاهنامه، پارسی نو را با خلوص واژگا...