ادعای عاشقی؛ کثیفتر از خیانت؟:
پدیدهای به نام «ناهماهنگی شناختی» (Cognitive Dissonance) توضیح میدهد چرا برخی خائنان، پررنگترین ادعاهای عاشقانه را سر میدهند: ذهن برای کاهش تناقض میان خیانت و عشق، واقعیت را دگرگون میکند. جالب است که در نوروساینس، اسکن مغز نشان داده هنگام دروغ گفتن درباره عشق، همان نواحیای فعال میشوند که در خیانت فعالاند. بهعبارتی، ادعای دروغین عشق و خیانت هر دو یک مسیر عصبی را طی میکنند. سوال برای جامعه: آیا میتوان عاشق بود و خیانت نکرد؟
راهکار:
این جمله انگار از دل یک پارادوکس روانشناختی بیرون آمده: وقتی کسی به خودش اجازه میدهد خیانت کند، اغلب با «توجیه عاشقانه» خود را فریب میدهد. پژوهشها نشان میدهد افراد پس از خیانت، برای کاهش گناه، ادعای عشق را اغراقآمیزتر میکنند. شاید تلخترین بخش ماجرا این نباشد که خیانت کردهای، بلکه این باشد که باور داری ادعای عاشقی از آن هم کثیفتر است.