فراموشی: هدیهای که نیست یا درسی که باید آموخت؟:
واقعیت علمی: هر بار که یک خاطره را به یاد میآوریم، مغز آن را دوباره ذخیره میکند و در این فرآیند، جزئیاتش تغییر میکند. پس «فراموشی» نه پاداش زمان، بلکه مکانیسمی برای ویرایش مداوم داستان زندگیمان است. جالب اینجاست که حفرههای عاطفی میتوانند در این بازنویسیها کوچکتر یا بزرگتر شوند. آیا ما واقعاً صاحب خاطراتمان هستیم یا فقط راویانی هستیم که هر بار داستان را از نو میبافیم؟
راهکار:
این نگاه تلخ را میتوان با یک واقعیت عصبی جابهجا کرد: مغز ما برای بقا، خاطرات دردناک را بازنویسی میکند. شاید آن «حفره» در سینه، نقشهای است که مسیر جدیدی برای رشد میکشد. به جای ادای زندگی، میشود از آن حفره به عنوان پنجرهای به تجربهای تازه نگاه کرد.