کتابهای زندگی: آدمها یادت میدهند و میروند:
از منظر عصبشناسی، هر انسانی که وارد زندگیت میشود، مدارهای عصبی تازهای در مغزت شکل میدهد. وقتی میرود، آن مسیرها باقی میمانند، درست مثل کتابی که خواندهای و در قفسهٔ ذهنت برای همیشه حک شده، حتی اگر غبار فراموشی رویش بنشیند. یعنی شخصیت تو حاصل جمع تمام کسانی است که رفتهاند. حالا فکر میکنی چند درصد از واکنشهای امروزت را مدیون کتابهایی هستی که دیگر نیستند؟
راهکار:
هر آدم یک نسخهٔ خطی قدیمی نیست که فقط بخوانی و بگذاری کنار؛ شاید یک کتاب تعاملی باشد که تو هم در حاشیهاش یادداشت میگذاری و همزمان ناشر داستان خودت هستی. ردپای آنها در ویراست جدید روایتت همیشه هست، حتی اگر خود کتاب رفته باشد.