رسم ما: دوست داشتن وقتی دیگر دیر شده:
وقتی فرصتی از دست میرود، مغز همان تجربه را با شدت بیشتری «دوستداشتنی» بازسازی میکند؛ این «اثر زیانگریزی» نام دارد و در آزمایشها باعث میشود مردم ارزش چیزی را که نتوانستهاند بهموقع به دست آورند، تا دو برابر بیشتر برآورد کنند. پس «دیر شده» معمولاً یک واقعیت نیست، یک خطای شناختی است که بعد از پایانِ ماجرا ساخته میشود. سؤال این است: اگر مغز ما خودش این «دیر شد» را میسازد، چرا هنوز آن را حقیقت میدانیم؟
راهکار:
این جمله فقط یک شکایت نیست؛ یک کشف است: ما عشق را همانطور که هست نمیبینیم، آن را همانطور که از دستش دادهایم میفهمیم. «دیر شد» یعنی «الان میفهمم»؛ به همین دلیل میشود این متن را نه سوگ، بلکه نقطهی شروعِ دیدنِ لحظههای الان دانست.