چرا شاعران باران را میگویند نه ابر را؟:
آیا میدانستید در روانشناسی شناختی، «سوگیری تأکید بر نتیجه» باعث میشود انسانها به جای فرایند، به محصول نهایی توجه کنند؟ مثلاً اینشتین نظریه نسبیت را داد اما عموم فقط بمب اتم را به خاطر دارند. ابر همان نظریه است، باران نتیجه. شاعران همواره از باران (نتیجه) الهام گرفتهاند، نه از ابر (علت). به نظر شما آیا میشود شعری سرود که خود ابر را ستایش کند؟
راهکار:
شاعرانی که از باران گفتند، شاید ابر را دیده بودند اما نمیتوانستند توصیفش کنند. هنر واقعی در نگاه به امر نامرئی و فرایند پنهان است.