شعر جدایی؛ از آتش زدن دنیا تا روشن نکردن کبریت:
در روانشناسی سوگ، خشم جای خود را به «بیتفاوتی» میدهد؛ مغز برای توقف درد، مسیرهای دوپامینی مربوط به عشق را کمفعال میکند. به این حالت «خاموشی عاطفی» میگویند، نه فراموشی. روشن نکردن کبریت یعنی نسوختن نیست؛ یعنی سوختن تمام شده. آیا این خاموشی، پیروزی است یا زخم؟
راهکار:
این سطرها پایان عشق را نشان نمیدهند؛ پایان سوختن را. آتش زدن دنیا، اوج وابستگی بود و روشن نکردن کبریت، شروع جدا شدن از آن وابستگی. جایی که دیگر نمیخواهی بدانی، نه از بیخبری، از اشباعِ دانستن است. شاید این خاموشی، اولین نورِ واقعی به سمت خودت باشد.