نقاشی بدون رنگ و آسمان بدون ماه؛ استعارههای نبود تو:
از دیدگاه عصبشناسی، استعارههای عاشقانه صرفاً زیبایی کلامی نیستند. وقتی میگویی «نقاشی بدون رنگ»، مغزت همان مناطقی را فعال میکند که هنگام دیدن یک اثر هنری ناقص روشن میشوند. عشق در مغز نوعی حسآمیزی مفهومی ایجاد میکند؛ یعنی فقدان معشوق را مانند از دست دادن یک حس پایه پردازش میکند. به همین دلیل است که جدایی واقعاً «بیرنگ» شدن جهان را به همراه دارد.
راهکار:
اگر نبودن تو مثل نقاشی بیرنگ است، شاید ذهن تو در خیال، آن نقاشی را با رنگهایی حتی درخشانتر بازآفرینی کند. پژوهشها نشان میدهد غیبت یک فرد عزیز، نواحی بینایی و هیجانی مغز را فعالتر از حضور واقعی او میکند. یعنی نبودن گاهی به خلق یک اثر هنری درونی قدرتمندتر میانجامد.