بشنو از دل که چه گوید با دگر
کز جدایی نیست اندوهی به سر
عشق ما چون ماهی از دریا نماند
موج رفت و ساحل از دریا نماند
نه به نیرنگم زدی، نه بیوفا
عشق پایان یافت، آری، بیجفا
رفتی و در بسته بر رویم، ولی
قفل بر دل نه، که خود بگشایمش
درد من این است کز رحمت رفتی
با نگاهی نرم و مهری سُست، رفتی
کاش میگفتی که دیگر عاشقم
تا که میسوختم آزاد، بیغم
رفتنِ بیدرد، از خود دردترست
که دل از غم، بینشانِ فردترست️
1.0
غمگین جدایی درد جدایی غم فراموشی عشق پایان یافته رفتن بیدرد تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد که قطع رابطه، همان م...