وقتی عشق هست اما نمیبینیمش؛ درک نکردن عشق:
پدیدهای به نام «کوری عاطفی» در روانشناسی وجود دارد: مغز انسان نشانههای محبت را فیلتر میکند اگر دچار زخمهای دلبستگی یا افسردگی باشد. از منظر فلسفی، این جمله یادآور پارادوکس «اگر درختی بیفتد و کسی نشنود، آیا صدایی تولید شده؟» است. عشق در دستگاه عصبی مانند دوپامین و اکسیتوسین ترشح میشود، اما اگر گیرنده خاموش باشد، انگار هرگز نبوده. آیا عشق تنها در تجربهی دوطرفه معنا مییابد؟
راهکار:
این جمله مثل ماهیای است که در آب زندگی میکند اما از آب بیخبر است. عشق میتواند مثل هوا در اطرافت باشد، اما اگر چشمهای عاطفیات بسته باشد، نمیبینیاش. روانشناسان میگویند «کوری عاطفی» اغلب ناشی از طرحوارههای دفاعی درون ماست، نه نبود عشق. شاید این «نداشتن وجود» دقیقاً همان لحظهای است که باید از خودت بپرسی: آیا من آمادهی دیدنش بودم؟