آیا پایان عشق یعنی عشقی در کار نبوده؟:
تحقیقات نوروساینس نشان میدهد مغز در عشق طولانیمدت همان نواحی مرتبط با اعتیاد را فعال میکند، اما تفاوت در انتقالدهندههاست: عشق اولیه مثل دوپامین و نوراپینفرین (شبیه کوکائین)، عشق پایدار مثل اکسیتوسین (شبیه مورفین). پس شاید «تمام شدن» عشق، در واقع تغییر شیمیایی مغز از یک نوع به نوع دیگر باشد. آیا این تغییر را میتوان «نبود عشق» تفسیر کرد؟
راهکار:
این جمله یک پارادوکس جالب را مطرح میکند: عشق واقعی اگر تمام شود، پس نبوده. اما روابط انسانی پیچیدهتر از این حرفهاست. شاید عشق تغییر شکل میدهد یا به مرحلهای دیگر میرود. آیا میتوان عشقی را که به دوستی یا احترام تبدیل میشود، «تمام شده» نامید؟