معنی خودشناسی در عشق؛ از تو میجویم، در خود مییافتم:
در روانشناسی تحلیلی یونگ، هر جذابیت شدید بیرونی «فرافکنی» است: چیزی که در دیگری میجویی، جنبهی ناهشیار خودت است. مطالعات تصویربرداری مغز نشان میدهد عاشقشدن مدار «اکسیتوسین و دوپامین» را فعال میکند؛ همان سیستم پاداشی که به تو امکان «شناخت خود» را میدهد. یعنی عشق یک میانبر زیستی به ناشناختههای درونی است. اگر معشوق فقط آینه باشد، پس «تو» در این جمله کیست؟
راهکار:
شاید بتوان این جمله را معکوس خواند: اول «در خود مییافتم»، بعد «از تو میجویم»؟ این متن عشق را آینهای میبیند که ما را به خودمان برمیگرداند؛ نه گم شدن در دیگری، بلکه پیدا شدن در او.