دانشمندان میگویند حسِ تلخی در مغز ما یک مکانیسم د...
تلخ همچو شراب؛ شعر عاشقانهای از دلتنگی:
دانشمندان میگویند حسِ تلخی در مغز ما یک مکانیسم دفاعی است برای تشخیص سموم. اما شرابِ تلخ بهمرورِ زمان برای گیرندههای چشایی لذتبخش میشود. درست مثل عشقی که اولش گزنده است و بعد جان میدهد. آیا این همان رازی است که مولانا در «شرابِ جان» میگفت؟
کاش " تو " بودم. در روزهایم کسی را داشتم که روزهایش را با فکر من سپری کند ؛ با اشکهایی که از چشمانم سرازیر میشدند چشمانش بی تاب میشد و قلبش از هم میگسست. با هر لبخندی که به این دنیا هدیه میکردم بر لب های بی رنگش زندگی را میبخشیدم. لا به لای زندگیاش یک رد پایی وجود داشت و آن رد پای من بود! اورا نمیشناخت بلکه اورا بلد بود . . . تمام شب و روز را فقط ذکر یک کس را بگویید و آن نام [من] باشد.️
در روانشناسی، این حالت «ادغام خود با دیگری» نام دا...
حسرت یک عشق عمیق: کاش تو بودم:
در روانشناسی، این حالت «ادغام خود با دیگری» نام دارد؛ جایی که مرزهای هویت فردی محو میشود. جالب است که مغز در عشق پرشور دقیقاً همان مدارهای اعتیاد را فعال میکند. آیا تجربهی این «اعتیاد عاطفی» برای شما آشناست؟
راهکار:
این متن حسرتی عمیق برای یکی شدن با معشوق را روایت میکند. شاید بتوان آن را بهعنوان دعوتی به نوشتن یک نامهی خیالی از طرف معشوق به خودتان بازتعریف کرد؛ تمرینی برای درک بهتر نیازهای عاطفیتان.