حال بد و عشق؛ دلخوشی به دوست داشتن:
در روانپزشکی به ناتوانی از لذتبردن، آنهدونیا میگویند؛ اما عشق رمانتیک مسیر دوپامینرژیک مزولیمبیک را چنان فعال میکند که میتواند آنهدونی موقعیتی را دور بزند. fMRI نشان میدهد عشق اولیه بیشتر شبیه فعالشدن مدار پاداش و کاهش قشر پیشپیشانی است تا یک هیجان صرف؛ یعنی مغز موقتاً از ارزیابی منفی دست میکشد. آیا عشق درمان است یا خودِ دارو؟
راهکار:
در این متن عشق فقط یک احساس خوب نیست؛ نقش سیستم پاداش اضطراری را بازی میکند؛ تنها چیزی که مغزِ بیحوصله را روشن نگه میدارد. این یعنی عشق هم قهرمان است و هم زنگ خطر: اگر روزی همین یک محرک هم عادی شود، نبودِ لذت خودش سوژهی بعدی خواهد شد. پس متن تو در واقع تصویری از اقتصاد توجه عاطفی است، نه صرفاً دلخوشی.