عشق و ابدیت: اگر تاریکی مطلق باشد، لمس تو کافی است:
پدیده «حضور شبحوار» در علوم اعصاب ثبت شده: وقتی مغز در تاریکی مطلق و انزوا قرار میگیرد، برای جلوگیری از فروپاشی، یک «حضور» لمسی از فردِ آشنا میسازد. فضانوردان و کوهنوردان تنها هم گزارش کردهاند دستی روی شانهشان احساس کردهاند؛ نه توهم، بلکه نقشه بقای مغز است. پس شاید «باقی ماندن لمس تو» دقیقاً همان کاری است که مغز در نبودِ همهچیز میکند. آیا عشق فقط یک مکانیزم بقاست؟
راهکار:
خوانش تازه: این متن در اصل گفتوگو با ترس از نیستی است؛ اگر «ابدیتِ روشناییِ بیپایان» میبود، آیا باز هم لمس او را برمیگزیدی؟ این برگردان، عشق را از قید تاریکی رها میکند و آن را به یک انتخاب هستیشناختی تبدیل میکند.