ندونسته دلم رو به غریبه سپردم
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهشو خوردم
رفت از این شهر که دلم رو به خون بکشونه
که جونم رو به لب برسونه
جای دیگه آتیش بسوزونه️
اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهشو خوردم
رفت از این شهر که دلم رو به خون بکشونه
که جونم رو به لب برسونه
جای دیگه آتیش بسوزونه️
3.8
عاشقانه جدایی دلشکستگی خیانت عشق بیپایه احساسات این شعر کوتاه، به زیبایی حس اعتماد از دست رفته و ر...