مستِ عشق؛ آنکه لب به پیک نمیزد:
اتانول با تقویت GABA و مهار گلوتامات، حس سرخوشی و مهارگسیختگی میسازد؛ عشق رمانتیک هم با جهش دوپامین در ناحیه تگمنتوم شکمی و کاهش فعالیت آمیگدال، دقیقاً همان حالت مستی و بیپروایی را بازتولید میکند. از منظر مدار پاداش مغز، «مست از تو» یک استعاره نیست؛ یک جابهجایی واقعی منبع لذت است، بیآنکه قطرهای الکل وارد بدن شده باشد.
راهکار:
این را میشود از زاویهی عصبشناسی هم خواند: مغز میان لذت شیمیایی و لذت عاطفی تمایز چندانی قائل نیست؛ عشق همان مسیرهای دوپامینیِ الکل را فعال میکند، بیآنکه خماری داشته باشد. پس «مستی» اینجا فقط استعاره نیست، یک واقعیت بیوشیمیایی است.