سهم من از تو فقط دوست داشتنت بود؛ یعنی عشق یکطرفه:
در علوم اعصاب، عشق مثل اعتیاد، ناحیهٔ تگمنتال شکمی را فعال میکند و دوپامین آزاد میکند؛ یعنی «دوست داشتن» یک فرایند درونی در مغز ماست، نه چیزی که از طرف مقابل دریافت کنیم. حتی قشر کمربندی قدامی در عشق یکطرفه فعالتر است و وابستگی میسازد. پس «سهم من از تو» در واقع سهم مغز من از خودش بود. سوال: آیا معشوق واقعاً وجود دارد یا فقط محرکی برای مواد شیمیایی ماست؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویه دیگری هم دید: «سهم من از تو» یعنی از تو چیزی به من نرسید؛ اما «دوست داشتنت» یک کنش درونی است که خودم خلقش کردم. پس در واقع تو سهم من نبودی؛ عشقِ من، دارایی من بود. این نگاه، قدرت را از معشوق به خودت برمیگرداند.