"پارت١٤_رمان درپناه تو"
...گفتم:
«سهیل پس قولی که به رستا دادی چی ؟ اون همه تلاش چی که عمو رو متقاعد کنی.یعنی اون همه حرف… اون همه نقشه و قول و آرزو… چی شد؟»
لبهاش تکون خورد، ولی سکوت کرد. بعد از چند ثانیه گفت:
«ستاره، من دیگه مثل قبل نیستم. اون احساس… از من جدا شده. وقتی ایمان اومد توی دلم، همهچیز دیگهای بیحرمت شد. من توی جهل و نادونی بودم دیگه برام مهم نیست .عشق من باید برای کسی باشه که بینهایت پاکه…️
...گفتم:
«سهیل پس قولی که به رستا دادی چی ؟ اون همه تلاش چی که عمو رو متقاعد کنی.یعنی اون همه حرف… اون همه نقشه و قول و آرزو… چی شد؟»
لبهاش تکون خورد، ولی سکوت کرد. بعد از چند ثانیه گفت:
«ستاره، من دیگه مثل قبل نیستم. اون احساس… از من جدا شده. وقتی ایمان اومد توی دلم، همهچیز دیگهای بیحرمت شد. من توی جهل و نادونی بودم دیگه برام مهم نیست .عشق من باید برای کسی باشه که بینهایت پاکه…️
4.3
مذهبی جدایی تغییر عقیده ناگهانی عشق الهی به جای عشق زمینی بیحرمتی به گذشته قول و قرار بیاثر تحقیقات نشان میدهد مغز انسان در لحظهی تغییر باور...