زندگی یک خانم ادبیاتخوانده به من بدهکار است:
پژوهش کید و کاستانو نشان داد خواندن ادبیات داستانی جدی، توانایی نظریه ذهن را تا حد قابل اندازهگیری بالا میبرد؛ یعنی آدمِ ادبیاتخوانده نه فقط اهل حرف، بلکه در رمزگشایی نیتها و هیجانهای دیگران دقیقتر است. از این منظر، این جمله یک ادعای عاشقانه ساده نیست؛ سفارش ناخودآگاه برای شریکی با همدلی شناختی بالاتر است. اما زندگی معمولاً بدهیهایش را نه با کتاب، بلکه با دیالوگ تسویه میکند.
راهکار:
این توقع، در واقع یک فیلتر شخصیتی است نه یک طلب: آدمی که تا خرخره ادبیات خوانده، احتمالاً بیشتر از آنکه شاعر باشد، اهل گفتوگوهای طولانی، سکوتهای سنگین و نقد شخصیتهای داستانی است. زندگی معمولاً بدهیهایش را با آدمهایی میدهد که شبیه لیست ما نیستند، اما دقیقاً همان چیزی را بلدند که ما نمیدانیم.