مشتاق شبی که فردایی ندارد؛ دلنوشتهای غمگین:
در فیزیک نسبیت، تنها جایی که «فردا» متوقف میشود، افق رویداد سیاهچاله است؛ برای ناظر بیرونی، زمان روی افق یخ میزند و شبی بیفردا رقم میخورد. در روانشناسی وجودی هم آرزوی حذف فردا اغلب واکنشی به «اضطراب آینده» است، نه خود زندگی. مغز انسان در تاریکی شب، به دلیل افت سروتونین، آینده را تهدیدآمیزتر از روز پردازش میکند.
راهکار:
از نگاه عصبشناسی، مغز در نیمهشب با کاهش سروتونین، آینده را سنگینتر حس میکند؛ پس این «شبِ بیفردا» شاید نه مرگ، بلکه فرار از فرداهای اضطرابآور است.