احساس تنهایی عمیق و آرزوی رهایی روح از جسم:
در روانپزشکی پدیدهای هست به نام «سندرم کوتار» که فرد باور میکند روحش از بدن جدا شده یا دیگر زنده نیست. جالب اینجاست که تحریک ناحیهی گیجگاهی-آهیانهای مغز میتواند تجربهی مصنوعی خروج از بدن ایجاد کند؛ یعنی مرز میان «من» و «جسم» بیش از آنکه شاعرانه باشد، یک توهم عصبی دقیق است.
راهکار:
این حس را میتوان از زاویه علوم اعصاب هم دید: مغز در اوج تنهایی، همان بخشهایی را فعال میکند که هنگام درد فیزیکی روشن میشوند؛ یعنی «درک نشدن» فقط یک استعاره نیست، بلکه بدن واقعاً آن را حس میکند. شاید ادامه دادن همین گفتوگو با جسم و نوشتن از آن، به تخلیهی این فشار تبدیل شود.