دلم میخواهد کوچ کنم به شهری بارانی، جایی میان ابرو و خزان، کنار پنجره ای رو به باران بنشینم، داریوش گوش بدهم و برای مدتی هیچ فردایی نداشته باشم.️
5.0
تنهایی فلسفی فرار از فردا آرزوی کوچ به شهر بارانی احساس نوستالژی با موسیقی داریوش کنار پنجره بارانی این میل به «نداشتن فردا» در روانشناسی، گریز از «با...