خنده او تنها آرزویم شد؛ بیتی عاشقانه از امیرحسین پور:
خنده واقعیِ همراه با انقباض عضله دور چشم در روانشناسی به خنده دوشن معروف است و نمیتوان آن را آگاهانه جعل کرد. برای همین است که خندیدن معشوق در ادبیات، امضای ناخودآگاهِ پذیرش و لذت است. این بیت هم همان لحظه را نقطه صفرِ عشق میکند: آرزوها فرو میریزند تا خنده او باقی بماند. اگر شادی دیگری هدف نهایی شود، آیا هنوز میتوان آن را عشق نامید یا نوعی خواستنِ وارونه است؟
راهکار:
در ادبیات عرفانی، خنده یار اغلب رمزِ پذیرش و رضایت است؛ اینجا عاشق از آرزوهای شخصی عبور میکند و شادی معشوق را جایگزین آن میسازد. به همین دلیل بیت از یک عاشقانه ساده فراتر میرود و به نوعی فنای عاشقانه نزدیک میشود.