آینه و عشق؛ دلتنگی برای ذرههای باقیمانده از معشوق:
در فیزیک، آینه نه ذرهای از تو را دارد و نه او را؛ فوتونها بازتاب میشوند و با سرعت نور برمیگردند. اگر معشوق میلیاردها سال نوری دور باشد، تصویرش همچنان تازه به آینه میرسد. آینه حافظه ندارد، اما مغز تو با نورونهای آینهای، تصویر او را در غیابش بازسازی میکند. پس تماشای آینه، تماشای نقش او در قشر بصری توست. سؤال این است: اگر آینه حقیقت را نشان نمیدهد، چرا برای دیدن او به آینه پناه میبریم؟
راهکار:
شاید آن ذره نه از او، که از خودت باشد؛ آینه فقط تو را نگه داشته و تو هر بار دنبال او در تصویر خودت میگردی. عاشقی یعنی تصویر او را در آینهٔ وجود خودت جاودانه کردن.