مشکل از تو نیست، از تقدیر است؛ یعنی چه؟:
روانشناسی اجتماعی میگوید: وقتی خودمان خطا میکنیم، تقصیر را میاندازیم گردن شرایط؛ وقتی دیگران خطا میکنند، به شخصیتشان ربط میدهیم. اسمش «خطای بنیادی اسناد» است. پس «مشکل از تقدیر است» یک میانبُر ذهنی برای حفظ عزتنفس است، نه واقعیت عینی. حالا اگر تقدیر را زنجیرهی انتخابهای ناخودآگاه خودمان تعریف کنیم، باز هم تقصیر با کیست؟
راهکار:
تقدیر در این جمله یک نیروی بیرونی نیست؛ همان انتخابهایی است که از یاد بردهایم. اگر داستان را طوری بازنویسی کنی که شخصیت اولش قدرت انتخاب داشته باشد، کل روایت عوض میشود.