جنگ قلب و مغز؛ چرا گاهی بهترین عضو بدن هم لجباز میشود؟:
بغض، برخلاف تصور شاعرانهاش، یک واکنش فیزیولوژیک بسیار واقعی به نام «احساس گلوبوس» است: در استرس شدید، سیستم عصبی خودمختار برای افزایش اکسیژنرسانی، عضلات حلق را منقبض و همزمان دریچه اپیگلوت را باز میکند. یعنی بدن شما دقیقاً مثل مواجهه با یک خطر فیزیکی، گلوگاه تنفس را برای جنگ یا گریز باز میگذارد و همین انقباض، تودهای ساختگی ایجاد میکند. پس بغض یک زنگ خطر باستانی است، نه یک حس بیفایده. جالب است که قلب هم ۴۰ هزار نورون دارد که مستقل از مغز یاد میگیرند و خاطره عاطفی میسازند؛ شاید «نفهمی» قلب از دید مغز، همان خردی باشد که به زبان تحلیلی نمیگنجد. آخرین باری که بغض کردید، بدنتان دقیقاً از چه چیزی میترسید؟
راهکار:
این متن به زیبایی نشان میدهد غرور مثل سیم خاردار عمل میکند: چیزی که برای محافظت کشیده بودی، حالا نمیگذارد دستت را به دیگری بدهی. پیشنهاد میکنم دفعه بعد که بغض کردی، به جای قورت دادنش، با یک جمله ناقص بنویسی «بغض دارم چون...» و نقطهها را بگذاری همان طور باز بمانند. مغز لجبازت شاید مجبور شود به جای بحث، یک راه حل واقعی بسازد.