چرا تحصیلکردگان فقیرند و دزدان ثروتمند؟ پاسخ به یک پارادوکس:
در نظریه «سرمایه انسانی»، مدرک تحصیلی فقط یک سیگنال به بازار کار است؛ یعنی نشانهای از توانایی یادگیری، نه لزوماً مهارت عملی. اما در جوامعی که فساد سیستمی دارند، این سیگنال توسط «رانت و رابطه» بیاعتبار میشود و بازدهی اقتصادی تحصیلات تا ۴۰٪ سقوط میکند. به این پدیده «نفرین منابع انسانی» میگویند: مغزها به جای تولید، صرف بقا در بازیِ ناعادلانه میشوند. پس مشکل از علم نیست، از قاعدهبازی است. آیا راهحل، تحصیل کمتر است یا بازتعریف موفقیت؟
راهکار:
این پرسش در واقع تضاد میان «شایستگی» و «پاداش اجتماعی» را برملا میکند. پژوهشهای اقتصاد توسعه نشان میدهند که در جوامع با فساد بالا، بازدهی اقتصادی تحصیلات بهشدت کاهش مییابد؛ بنابراین برای قانعکردن نسل جدید، باید همزمان روایت «مدرک = موفقیت» را به «مهارت + صداقت + کارایی در سیستم سالم» تغییر داد و بر نمونههای موفقِ شایستهسالار تأکید کرد.