همیشه عکاس بودم، اما هیچوقت در عکس نبودم:
پارادوکس عکاس: برای ثبت لحظه، باید لحظهای از آن بیرون بمانی. در آرشیوهای خانوادگی، فرد پشت دوربین اغلب کمترین عکس را دارد؛ حافظه جمعی چهره سوژهها را نگه میدارد و حضور ثبتکننده را در حاشیه محو میکند. این همان «هزینه ناظر» است: هر قاب، یک غیبت کوچک از تجربه است. آیا خاطره بدون ثبتکننده هم کامل میماند؟
راهکار:
عکاس، معمار قاب است نه سوژهٔ آن. نبودنت در عکس یعنی لحظه را از زاویهای دیدی که هیچکس دیگر ندید؛ پس حضورت بهجای چهره، در انتخاب نور، زمان و قاب ثبت شده. اگر بخواهی این حضور پنهان را عیان کنی، یک عکس از سایه، بازتاب یا دستهایت بگیر تا امضای تصویریات هم به آرشیو اضافه شود.