خسته از روابط انسانی؛ آرزوی خیارشور بودن!:
طبق مطالعات عصبشناسی، طردشدگی اجتماعی همان مدارهای درد فیزیکی را در مغز فعال میکند؛ پس «عاجز بودن از رابطه» فقط یک حس نیست، یک سوختگی عصبی واقعی است. جالبتر اینکه در آزمایش معروف، اکثر آدمها ترجیح دادند به خودشان شوک الکتریکی بزنند تا با افکارشان تنها بمانند. یعنی انسان نه با رابطه راحت است، نه با نبودش. آرزوی خیارشور شدن در واقع فرار از این دوگزینهای دهشتناک انسانی است. سؤال: اگر خیارشور بودی، تحمل دیدهشدن در شیشه را داشتی؟
راهکار:
این جمله یک استعارهٔ طنازانه از فرسودگیِ ارتباطی است؛ میشود آن را به یک اعتراف صادقانه تبدیل کرد: «نمیخواهم بیاحساس باشم، فقط دلم یک استراحت امن میخواهد.» این بازتعریف، هم وزن طنز را نگه میدارد و هم احساس را قابل درکتر میکند.