من عجیب غریبم اما خودم هستم:
آیا میدانستی در علوم اعصاب، مغزهایی که الگوهای غیرمعمول را بیشتر دوست دارند، اغلب انعطافپذیری شناختی بالاتری دارند؟ یعنی «عجیب بودن» میتواند نشانهای از توانایی دیدن راهحلهایی باشد که دیگران نمیبینند. یک مطالعه در دانشگاه هاروارد نشان داد افرادی که «انحراف مثبت» (positive deviance) دارند، دقیقاً به خاطر عدم تطابق با هنجارها، نوآوریهای بزرگ خلق میکنند. پس نور خورشید و فرار از زندگی شاید استعارهای از جستجوی آزادی درونی باشد. چه میشود اگر این «فرار کردن» را به «پرواز کردن» تبدیل کنیم؟
راهکار:
این حس غریبی و لذت بردن از چیزهای متفاوت، دقیقاً همان چیزی است که در روانشناسی بهش میگویند «فردیت» (individuation). به جای فرار از خودت، میتوانی این تفاوتها را به عنوان امضای شخصیتت بپذیری و حتی در مسیر هنر، خلاقیت یا کشف استعدادهای نهفته ازشان استفاده کنی. مثلاً بنویس چه چیزهایی را متفاوت از دیگران دوست داری و چرا؟ شاید الگویی پنهان پیدا کنی.