شعر مولانا: آهوی جان و عطش صحرای عشق:
آهو در عرفان نماد روح سرگشتهای است که در بیابان نفس به دنبال آب حیات میگردد. مولانا از پارادوکس «طلب و گریز» استفاده میکند: جان مانند آهویی است که هم به صحرا (آزادی) کشیده میشود و هم از آن میگریزد. جالب است که علم اعصاب نشان میدهد عشق پرشور همان نواحی مغزی را فعال میکند که اعتیاد به مواد مخدر - یعنی شوق و بیقراری دو روی یک سکهاند. تجربهٔ مولانا شاید اولین مستندسازی یک خلسهٔ شیمیایی در تاریخ ادبیات باشد.
راهکار:
این بیت مولانا نه از ناامیدی، که از تسلیم شیرین در برابر عشق میگوید. «آهوی جان» در صحرا بودن را نه به عنوان دوری، که به مثابه احاطهای عاشقانه تصویر میکند. صحرایی که معمولاً نماد بییاری و حیرت است، اینجا تبدیل به آغوشی میشود که جان شاعر را در خود دارد. این چرخش از درماندگی به همآغوشی، جوهر طنز لطیف عرفانی مولاناست.