پس دادن بوسه دیروز و عهد بدهکار نبودن:
در روانشناسی اجتماعی، اصل تقابل میگوید انسانها در برابر لطف، خود را بدهکار احساس میکنند و برای کاهش تنش، آن را جبران میکنند. اما اینجا بدهی از جنس بوسه است؛ طبق نظریه تبادل اجتماعی، روابط عاطفی از مبادله نمادین ساخته میشوند و بازپرداخت عاطفی اغلب بدهی را تسویه نمیکند، بلکه عمیقترش میکند. بدهکاری عاطفی پارادوکس دارد: هرچه بیشتر جبران کنی، رشته محکمتر میشود.
راهکار:
این بیت را میتوان از زاویه اقتصاد عاطفی خواند: هر رابطه یک ترازنامه است، اما بوسه از آن داراییهایی است که با بازپرداخت، سودش دوبرابر به حساب هر دو طرف مینشیند. پس «بدهکار نبودن» اینجا نه قطع رابطه، بلکه آغاز مبادلهای بیپایان است.